من
تو
ما چقدر شبیه هم!
***
هر دو تنها وغریب
خنده و گریه ی ما
عاشقانه ی نجیب
***
صورتک
بازی ما
چرخ بازیگر ما
خواست که دلخوش باشیم
به صدای باران
خش خش برگ درخت
و به پژواک خوش خاطره ی زرد خزان
***
صورتک
خنده ام خنده ی تو
گریه ام گریه ی دلتنگی تو
***
صورتک تنهایم
حسرت و آرزو و رویایم
- بازی صحنه ی عشق در هیاهوی سکوت-
تو این هفت ماه که چشم به راه نی نی کوچولو بودم گاهی -کم نه- حالم بد میشد و هر روز با کوچولو سوژه ای داشتم بیشتر به مادر ،محبتای مادر و موهبت مادر بودن پی بردم.
گذشته از تموم این حرفا کسی هست که تونسته باشه حق مطلب رو تمام وکمال ادا کنه و بتونه صد در صد زحمات مادرش رو جبران کنه !؟من که فکر نمی کنم
مادر دستای مهربونت رو می بوسم