و تو چقدر شبیه آن مخاطب دوستت دارم هنوز وهمیشه!
جای خالی زندگی،
در رویایی مثل آب و ماه وترانه،
پر می شود
چقدر مهربان می آیی به خوابهایم!
و مثل نوازش از من می گذری
دیگر چشم هایت از هیچ روایتی خسته نیست
و لب هایت بر هیچ حکایت مهری بسته نه!
بر من نگاه می ریزی،مثل تکرارطراوت باران.
در گفتگوی نوازش ولبخند و بوسه
خواهش ناکام مرا بر سینه تنهایی ات
تنگ می فشاری
غم از چشم هایم لبریز می شود از شوق،
عقربه های ساعت هم خود را به خواب می زنند.